در حال بارگزاری ...
درباره ما
تا روز محشر پرچمت بالاست عباس
گرچه به ظاهر مادرت امّ البنین است
پشت و پناه اهل بیتی یا اباالفضل
یک رکن عاشورا اگر نام حسین است
بر ارمنی‌ها هم کراماتت رسیده
بابُ الحوائج منسبی شایسته‌ی توست
شرمنده‌ی لب‌های تو آب فرات است
اهل حرم در انتظار تو نشستند
دیدند که با قدِّ خم برگشته مولا
آمد حسین و خیمه ات را واژگون کرد
گفتا؛ از این پس من علمداری ندارم
گفتا به زینب؛ زیور از دستت دَرآور
شش ماهه، لب تشنه، به آغوش رباب و
من با سکینه از تو و قولت چه گویم
مدیون کام خشک تو دریاست عباس
اما به باطن مادرت زهراست عباس
دلگرم نامت زینب کبراست عباس
نام تو هم یک رکن عاشوراست عباس
لطف و کریمی تو یک دنیاست عباس
محشر دخیلت دست‌های ماست عباس
کی مثل تو هم تشنه! هم سقّاست؟ عباس
دیدند که در علقمه غوغاست عباس
داغ غم تو از رخش گویاست عباس
یعنی که افتاده دگر از پاست عباس
بی تو حسین فاطمه تنهاست، عباس
شام غریبان بی تو واویلاست عباس
لبهاش مثل خشکی صحراست عباس
حال تو را از من اگر که خواست؟ عباس…»